كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
44
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
رفتار ، با سيصد نفر چابك سوار به شكار رفته بود ، اتفاقا غلامان سپاه افاغنه ، دسته شده و جوياى شكار بودند ، به او برخورده ، جنگ در پيوست آن جوان ناكام در * دست غلامان بىخبر كشته شد . باقى سواران بر مثال پروانه در شعلهء شمع آرايش شمشير غلامان سپاه در آتش هلاك سوخته گشته . اين خبر به پدرش رسيد . بيهوش و لا يعقل افتاد . از كمال غضب و تهور عنان اختيار از دستش رفت . در آن وقت مير اسد اللّه با سپاه وافر * به مدد ( افاغنه ) ( 70 ) پيوست و صفها بستند . در مقدمهء لشگر ، صفى قلى خان حملهآو ( ر ) شدند . حمله همان و كشته شدن همان ، لشگر قزلباش ( منهدم ) مقتول و قليلى از ايشان از معركه جسته به شاه پيوستند . افاغنه اردوى ايشان را تصرف نمود . سردارى لطف على خان لكزى از خويشان فتح على اعتماد الدوله لكزى به جزيرهء بحرين اين خبر موحش به سمع عجم رسيد . مكدر گشتند . اسبان بهء شمع راحت و استراحت افشاندند و از تدبير و چارهء كار فرو ماندند . مجلس مشاوره گستردند و گفتند اگر ترك افغان كنيم ، ديگران جماعت ترك ما نخواهند كرد و اگر به دفع ايشان اقدام نمائيم ، سرها بر باد خواهد رفت و پادشاهى و دولت و اقبال به طرق دشمنان بدسگال پايمال خواهد شد . باز چنين صلاح دانستند كه سر عسگرى عاقل و مدبر تعيين نمايند . لطف على خان خويش اعتماد الدوله لكزى را مناسب اين كار ديدند . ساختگى كار مىكردند كه از جانب بحرين را ( 71 ) گرفته ضبط كردند و اكنون دست تعدى به بندر عباس كشاندهاند . خان مزبور اين سفر را بىغائلهتر ديد و به قندهار برگزيد . بعضى مناسب نديدند ، بالاخره به سمت بحرين سفرى شد « 1 » ، چون تدارك و آذوقه به جزيره خواستند كشيد ، كشتى نداشتند . از دولت * بوريقال ( پرتقال ) سفينه به اجرت خواستند و آن * مبلغى خطير مىشد و قريب به پنجاه هزار نفر لشگر قزلباش نزديك
--> ( 1 ) - در اين ايام اعراب خليج فارس حملات خود به جزاير و بنادر ايران را شروع كرده بودند و برخى از جزاير ايران مانند بحرين ، قشم و لارك را تصرف كردند . سپاه ايران به فرماندهى لطف على خان و به اميد كمك از كشور پرتقال به همين جهت عازم بحرين بود . اين ايام مصادف با حمله اول محمود افغان به كرمان و تسخير آن شهر در سال 1121 / 1719 بود .